الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
420
شرح كفاية الأصول
« تقدّم شىء بر خودش تصوّرا و تأخّر آن خارجا » ) لازم مىآيد . إن قلت : ممكن است در تقويت توهّم گفته شود : مىتوان به گونهاى ذات صلاة ( بدون تقيّد به قصد أمر ) را داراى أمر دانست ، تا مأمور در مقام امتثال ، ذات صلاة را با قصد أمر ، اتيان كند ، بدون اينكه محذور عقلى لازم بيايد . بيان مطلب : مطابق فرض ، « صلّ » به « صلاة مقيّد به قصد أمر » تعلّق گرفته است . و چون « صلاة مقيّد به قصد أمر » مركّب است ، أمرى كه به آن تعلّق گرفته ، به اجزاء مركّب نيز تعلّق مىگيرد . پس « ذات صلاة » و « تقيّد » ( تقيّد صلاة به قصد أمر ) به عنوان اجزاى مركّب ، هركدام به تنهايى داراى أمر هستند ، و مأمور اگر بخواهد « صلاة » تنها را به قصد أمر اتيان كند ، مانعى ندارد ، چون أمر دارد . به عبارت ديگر : أمرى كه به كلّ و مركّب ( صلاة مقيد به قصد أمر ) تعلّق گرفته ، اگرچه يك أمر است ، ولى چون كلّ ( به عنوان اينكه مأمور به است ) منحلّ به دو جزء ( ذات صلاة و تقيّد به قصد أمر ) مىشود ، أمر نيز منحلّ شده و به تكتك اجزاء تعلّق مىگيرد و هريك از اجزاء مأمور به ، سهمى از أمر خواهد داشت كه امرشان نفسى ضمنى مىباشد . و هنگامى كه ذات صلاة داراى « أمر » باشد ، مأمور مىتواند آن را بدون تقيّدش به قصد أمر ، إتيان كند ، و ديگر اشكال نمىشود كه ذات صلاة ، أمر ندارد و همينطور محذور عقلى ( اتّحاد داعى و مدعوّ اليه ) نيز لازم نمىآيد . قلت : مصنّف در جواب مىگويد : گرچه مأمور به ( صلاة مقيد به قصد امر ) مركب است ، ولى چون تركيب تحليلى و عقلى دارد ، أمر به اجزاى آن تعلّق نمىگيرد ، زيرا در چنين مركّبى يك وجود بيشتر نيست . توضيح مطلب : مركّب بر دو قسم است : 1 - مركّب از اجزاى خارجى : در اين صورت تكتك اجزاى مركّب ، وجود عينى و خارجى و هويّت مستقلّ دارد . مثل اجزاى صلاة كه عبارتند از : ركوع ، سجود ، تشهّد و . . .